109
ج) قياس
دليل فقهى ديگرى كه ابنحجر براى استحباب زيارت قبر رسول خدا (ص) آورده است، «قياس» است. وى در اينباره مىگويد:
و اما «قياس»، پس همانا در سنت صحيحى كه نسبت به آن، اتفاق علما وجود دارد، امر به زيارتِ قبور شده است. پس [زيارت] قبر پيامبر ما (ص) نسبت به ديگر قبور، اولى و سزاوارتر و والاتر است. بلكه اساساً، نسبتى ميان زيارت قبر او و زيارت ديگر قبور وجود ندارد. [زيارت قبر آن حضرت كجا و زيارت ديگر قبور كجا؟!] و همچنين به اثبات رسيده است كه آن حضرت (ص) از قبرستان بقيع و شهداى احد، زيارت نمود. پس قبر شريف او سزاوارتر است نسبت به زيارت، از ديگر قبور، بهدليل حقى كه [آن حضرت بر ما] دارند و بهخاطر واجب بودن تعظيم آن حضرت. زيارت آن حضرت، جز براى بزرگداشت او و متبرك شدن به او نمىباشد و از براى ما بهخاطر فرستادن درود و سلام بر او كنار قبرش، رحمت و بركت بزرگ خواهد بود. 1
د) اجماع
دليل فقهى چهارمى كه ابنحجر مكى براى اثبات استحباب زيارت قبر حضرت رسول (ص) مىآورد، «اجماع» علما و مسلمين در اينباره است. وى در تقرير «اجماع» در اين باره، چنين مىنويسد:
مسلمانان، اعم از علما و غير علما، اجماع نمودند بر مشروعيت زيارت و سفر بهسوى قبر رسول خدا (ص) ؛ پس همانا كه مردم همواره، از روزگاران صحابه، كه خداوند از آنها راضى باد، تا به امروز، از همه سرزمينها متوجه زيارت او (ص) مىشوند و قبر آن حضرت را، چه پيش از حج، و چه پس از حج زيارت