49 نسبت داده شده است: وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا . 1 مىتوان گفت اين نسبت دادن هدايتگرى به فعل انسانها از روى كسب و تسبُّب، نه خلق و ايجاد است. آنجا نيز كه خطاب به پيامبرش فرمود: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ 2 از همين باب است.
درباره اين آيه از قرآن كه خداوند به پيامبرگرامى اسلام مىفرمايد: إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ 3، بهتر است بگوييم هدايت دو نوع است: توفيقى و ارشادى. هدايت توفيقى از شئون خداوند است: إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ . اما هدايت ارشادى از شئون انسانهاست كه مىفرمايد: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ .
خلاصه سخن : اطلاق واژه «استغاثه» براى «مستغاثمنه» چه از روى خلق و ايجاد و چه از روى كسب و تسبّب، در لغت و شرع، امرى جايز و درست است. ميان استغاثه و درخواست هيچگونه تفاوتى وجود ندارد. با اين توضيحات، تأويل درست حديث يادشده نيز تبيين شد.
در صحيح بخارى روايتى درباره شفاعت در روز قيامت هست كه در آن چنين آمده است:
«...فَبَينا هُم كَذلك، اسْتَغاثُوا بِآدمَ ثُمَّ بِموُسَى ثُمَّ بِمُحمَّدٍ(ص)». 4 برخى خواستهاند بگويند اين روايت، دليل درستى اطلاق