473 شفاعت را به آنها بدهد؛ درحالىكه پادشاهان برخلاف ايناند. ممكن است كسى كه نزد پادشاه شفاعت مىكند، داراى ملك و قدرت و شريك پادشاه باشد و چهبسا شفاعتكننده، ياور و پشتيبان پادشاه باشد.
شفاعت بندگان در مورد يكديگر، همه از اين جنس است. پس هيچكس شفاعت كسى را نمىپذيرد، مگر از روى ميل يا ترس. اما خداوند نه از كسى بيم دارد و نه به كسى دل بسته است. خداوند غنى است و به هيچكس نياز ندارد. اما مشركان از جنس آنچه مىپرستند، براى خود شفيع برمىگزينند.
پاسخ: اين توهم برآمده از قياسهاى باطلى است كه در ذهن ابنتيميه نقش بسته است؛ زيرا خداوند منزه از آن است با مخلوقى كه هيچگونه اقتدارى ندارد، مقايسه شود؛ زيرا پذيرش شفاعت بنده از سوى خداوند به معناى اين نيست كه خداوند نيز ملزم به چيزى شود كه مخلوق به آن ملزم است. خداوند به صراحت مىفرمايد: وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ . 1 در نتيجه، با اين فرموده خداوند، همه ادعاهاى ابنتيميه باطل مىشود؛ زيرا پيامبران و صالحان، شافعانىاند كه خداوند اين اجازه را به آنان داده است. بنابراين اجازه خداوند به آنان براى شفاعت به معناى الزام خداوند به آنچه مخلوق به آن ملزم است، نيست.
ابنتيميه ادعا كرده است كه متوسلان به پيامبران و صالحان، در واقع خداوند را به اميدوارى يا بيم ملزم ساختهاند.