472 رعيت و دفع دشمنان، ناچار است هوادار و ياور داشته باشد. اما خداى سبحان نه ياورى دارد نه حامى و نه سرپرستى؛ زيرا او ضعيف و ذليل نيست.
در پاسخ بايد گفت به جز ابنتيميه و هواداران او، هيچ مسلمانى چنين باورى نداشته است. وى در كتاب مجموع الفتاوى، جلد پنجم، صفحه507، مىنويسد: «و ياران او فرشتگاناند...».
ابنتيميه در ادامه مىآورد:
حالت سوم: اينكه پادشاه در پى سودرسانى و نيكى به مردم نيست؛ مگر اينكه محركى از بيرون، وى را به انجام دادن اين كار سوق دهد. اما خداوند متعال، پروردگار همه چيز و مالك همه گيتى است. او به بندگانش، از مادر دلسوزتر است. همه امور به مشيت خداوند است. هرچه را خدا اراده كرده، هست و هرچه را اراده نكرده، نيست. وقتى بندگان به يكديگر منفعتى مىرسانند و به يكديگر نيكى مىكنند و براى هم دعا مىكنند و...، همه اين بندگان و افعال آنها را خدا آفريده است. خداست كه در قلب انسان نيكوكار و شافع يا دعاكننده، اراده نيكى، دعا و شفاعت را قرار مىدهد. در وجود كسى نيست كه برخلاف مشيت الهى عمل كند يا چيزى را بداند كه خداوند نمىداند يا پروردگار چيزى را بخواهد، اما از آن بيم داشته باشد. شافعان كه نزد خداوند شفاعت مىكنند، فقط به اذن خداوند شفاعت مىكنند. بدينترتيب، تبيين شد كه غيرخدا، ملك و ملكوت ندارد و پشتوانه و ياور خداوند نيست. شفاعت اين افراد نيز زمانى سودمند است كه خداوند اجازه