373 به تو بركت دهد». [يا فرمود: بورك فيك 1] ذيال مىگويد: «من ديدم انسانهايى كه بدنى متورم داشتند يا حيوانى كه پستانش ورم داشت را نزد حنظله مىآورند. وى نيز آب دهان خود را در دستش مىافكند و مىگفت: «بسم الله». سپس دستش را بر سر بيمار مىنهاد و مىگفت: «اين نقطهاى است كه دست رسول خدا بر آن قرار گرفته است». سپس دستش را بر بيمار مىكشيد و بيمار شفا پيدا مىكرد. 2
ابنعبدالبر در الاستيعاب مىنويسد: «حنظلةبن حذيمبن حنيفة، ابوعتيبه حنفى از قوم بنىحنيفه است. همچنين به گفته عقيلى، وى حنظلةبن حنيفةبن حذيم تميمى سعدى است». 3
بخارى نام وى را فقط «حنظلةبن حذيم» آورده، اما نسب وى را ذكر نكرده است. 4 او مىگويد كه يعقوببن اسحاق اينگونه روايت مىكند: «از حنظلةبن حذيمبن حنيفة... حذيم گفت: «اى رسول خدا! اين حنظله، كوچكترين فرزند من است.... ».
هشتم: محمدبن عمران انصارى از پدرش روايت مىكند كه گفت:
عبداللهبن عمر درحالىكه من در راه مكه زير سرحهاى 5نشسته بودم، به سوى من آمد. پرسيد: «چرا زير اين سرحه نشستهاى»؟