356ابونعيم نيز در حلية الاولياء در شرح حال مالك مىنويسد:
هارون الرشيد با مالك مشورت كرد كه منبر پيامبر را بردارد و آن را با گوهر و طلا و نقره تزيين كند. مالك به او گفت: «تصور نمىكنم بخواهى مردم را از تبرك جستن به اثر پيامبر محروم سازى».
از اين سخن مالك روشن مىشود كه وى نيز اعتقاد داشته، تبرك جستن به محل نشستن پيامبر(ص) از سنت اسلامى است؛ با اينكه در مذهب مالك، «سدّ ذرايع» يكى از ادله استنباط حكم به شمار مىرود. اگر در تبرك جستن به منبر و مانند آن، وسيلهاى براى شرك وجود داشت، مالك نيز طبق مبناى فقهى خود، اين كار را ممنوع مىدانست [و هارون را از برداشتن منبر منع نمىكرد].
مالك در الموطأ، باب «الجمع بين الصلاتين فى الحضر و السفر» روايت كرده است:
وقتى رسولخدا(ص) به همراه سپاه خويش به كنار چشمه تبوك رسيدند، ديدند اين چشمه آب بسيار كمى دارد. مسلمانان با دستان خود، اندك اندك از آب اين چشمه برداشتند و در ظرفى ريختند. سپس رسولخدا(ص) صورت و دستانش را در آن شست و آب جمعشده را داخل چشمه ريخت. آنگاه آب چشمه فراوان شد و مردم از آن نوشيدند.
شاهد گفتار ما، شستن دست و صورت پيامبر با آب و برگرداندن بقيه آب به چشمه است كه با اين كار، چشمه تبوك پرآب مىشود تا همه مجاهدان بتوانند از آن بهره گيرند و متبرك شوند. همه اين روايات صحيح نشان مىدهد كه صحابه رسول خدا نيز به پيامبر(ص) تبرك مىجستند و حتى