332
يارى خواهى، به دعاى ابوبكر بلاطنسى
ابنعماد در شذرات الذهب مىنويسد:
شيخ يونس عيثاوى مىگويد: «او (تقىالدين ابوبكربن محمد بلاطنسى) از بيت علم و صلاح است. مدح و ويژگىهاى او را از سيد كمال الدينبن حمزه شنيدهام. وى براى كسب علم به دمشق رفت و از علماى آن ديار دانش آموخت. سپس در آنجا اقامت گزيد و از موقوفههاى آن شهر، چيزى براى خود برنگرفت. او در مدرسه بادرائيه 1 نشست داشت. اموال فراوانى براى او ارسال كردند، اما نپذيرفت. او عالم و عامل و پرهيزكار بود، در دل فقيهان و حاكمان جاى داشت، در مشكلات به وى مراجعه مىكردند، به دليل غنايى كه داشت، به هيچكس مراجعه نمىكرد، به دانشپژوهان اهتمام مىورزيد و براى كسب علم تلاش مىكرد، در امر به معروف و نهى از منكر سخت كوشا بود، در راه خدا، از سرزنش هيچ ملامتگرى پروا نداشت، در امر حق كوتاه نمىآمد، رابطه معنوى با خداى خود داشت و داراى حالاتى بود، مردم به دعاى وى استغاثه مىكردند، يارىدهنده شريعت و حامل پرچم اسلام بود، در دعاى خويش اهل تلاش بود، ريا در عبادت او راه نمىيافت و دوست نداشت كسى او را مدح كند. 2
درخواست باران با توسل به روح عبدالرحمانبن ربيعه
«ياقوت حموى» در «معجم البلدان» به هنگام ذكر نام شهر «بَلَنجَر» و