280اصل روايت نيز تناقض و منافات ندارد. بدينترتيب، اين بخش اضافه در روايت نيز پذيرفتنى است؛ چنانكه در علوم حديث و عبارات علماى مصطلحالحديث كه شرح آن گذشت، به اين نكته تصريح شده است.
دستهاى ديگر از مدعيان سلفىگرى گفتهاند داستان در روايت، يعنى «مرد حاجتمندى كه نزد عثمانبن عفان آمد و عثمانبن حنيف به او دعايى ياد داد تا بتواند حاجتش را بگيرد»، به روايت افزوده شده است؛ زيرا اين عبارات پس از روايت آمده است و بخشى از حديث نيست. همچنين گفتهاند اين عبارات، از روايت شبيببن سعيد است. اما صحت اين روايت در صفحههاى قبل بيان شد؛ زيرا شبيببن سعيد، اين روايت را با سندى نقل كرده است كه همه بزرگان حديث، آن را صحيح دانستهاند. اين روايت و اين داستان را احمدبن شبيب از پدرش نقل مىكند و احمد خود يكى از معتبرترين افراد است. شبيببن سعيد نيز در غير رواياتى كه ابنوهب از او نقل كرده، فردى مورد اطمينان است. اين روايت را نيز فقط ابنوهب از او نقل نكرده است. بلكه فرزندش احمدبن شبيب و برادرانش نيز اين روايت را نقل كردهاند. بر اين اساس، سخن اين مدعيان، معتبر نيست.
تشكيك اين افراد در چنين داستانى، اگر هم درست باشد، موجب خدشه به عثمان مىشود و از جمله اظهارات بىپايهاى است كه اينان براى ايجاد تشويش و جنجال و هياهو در برابر روايات صحيح، مطرح مىكنند؛ زيرا از اين داستان دانسته مىشود كه