279هرگاه روايتى را با مكتب خود ناسازگار بدانند، به هياهو مىپردازند و با آن خصومت مىورزند. اين دسته، درباره روايت شفايافتن فرد نابينا نيز سخنان و اظهارات متفاوتى داشتهاند؛ برخى از آنان ابوجعفر (يكى از راويان حديث) را ضعيف دانسته و گفتهاند: «وى فردى مجهول و ناشناس است». دليل سخن آنان، گفته ترمذى است كه مىگويد: «وى فردى غير از ابوجعفر خطمى است». اما آنان چشم خود را به روى صحيح دانستن اين روايت از سوى ترمذى بستهاند؛ چراكه اينان به دنبال رهايى يافتن از اين حديثاند [نه يافتن حقيقت]. وگرنه ابوجعفر مشهور به خطمى كه در اين روايت نامش آمده، از روايت شعبه و روحبن قاسم و حمادبن سلمه گرفته شده است كه شاگردان وى، از همه درباره او شناخت بيشتر داشتهاند. همچنين نام ابوجعفر در سخن ابنابى خيثمه آمده كه تصريح كرده وى همان خطمى است كه شعبه از او نقلِ روايت كرده است. سخن ابنابى خيثمه كه خود در تاريخ راويان، مرجع به شمار مىرود؛ در اين باب براى ما كافى است. همچنين امام دولابى در «الكُنى» و طبرانى در «المعجم [الصغير]» اين روايت را صحيح دانستهاند. بر اين اساس، شبهه اين افراد، معتبر نيست.
اما گروهى ديگر از اين سلفىها، به عبارتى زائد در روايت حمادبن سلمه تمسك كردهاند؛ در روايت آمده است: «اگر حاجتى داشتى، مانند اين كار را انجام بده». اينان مىگويند، اين روايت، شاذّ (مخالف مشهور) و نادر است. اما سخن اين افراد اشتباه است؛ زيرا اين عبارت زائد، نه تنها از سوى فردى ثقه نقل شده است، بلكه با