278بودى، به حاجت من توجهى نمىكرد». عثمانبن حنيف به او گفت:
به خدا سوگند، درباره تو با او سخنى نگفتهام. من در محضر رسول خدا بودم كه مردى نابينا نزد حضرت آمد و از اين مشكل اظهار ناراحتى كرد. رسول خدا به او فرمود: بهتر است بردبار باشى. او گفت: اى رسول خدا! من راهنمايى ندارم و راه رفتن بر من دشوار است. حضرت فرمود: به وضوخانه برو و وضو بساز. آنگاه دو ركعت نماز بخوان و اين دعاها را بخوان.
ابنحنيف به اين مرد گفت:
به خدا سوگند! ما به دليل طولانى شدن گفتوگو، نشسته بوديم كه ديديم اين مرد بر ما وارد شد، گويى كه هرگز دچار نابينايى نبوده است. 1
علىبن محمد بن يحيى باعلوى مىگويد:
بدان كه اين فرقه، ادعاى پيروى از سلف را مىكنند؛ با اينكه سلف صالح از اينان برائت مىجويند. اين افراد حقيقتجو نيستند؛ چراكه