183و متأخران انكار نكردهاند»، بايد گفت بهترين دليل بر اين سخن، همين روايت بالاست كه ترمذى، ابنماجه و حاكم نيشابورى آوردهاند. حاكم نيشابورى اين روايت را طبق مبانى مسلم و بخارى، صحيح مىداند. مسلمانان نيز به اين روايت تا صدها سال عمل كرده بودند و در پذيرش و باور آن، اندك ترديدى نداشتند. اما درباره اين سخن كه مسلمانان پس از رحلت پيامبر(ص) تا قرنها از دعاى وارد شده در اين روايت استفاده مىكردند، بايد گفت بهترين و رساترين دليل براى اين سخن، اقدام عثمانبن حنيف است. وى اين توسل را در زمان خلافت عثمان به فردى ياد داد و او نيز حاجتش برآورده شد. هركس در اين امور، ديدگاه مخالف با نظر صحابه داشته باشد، نظرش پذيرفته نيست.
راوى اين حديث، صحابى ارجمند، عثمانبن حنيف انصارى اوسى است. او در جنگ احد و ديگر صحنههاى نبرد صدر اسلام حضور داشت. عمربن خطاب نيز او را والى عراق و بصره كرد. وى تا اول حكومت معاويه در اين سِمت باقى بود. 1
شايسته نيست كه فهم و خرد خواننده را دستكم بگيريم و [مانند ابنتيميه] بگوييم اين توسل، به دعاى پيامبر(ص) بوده است؛ نه به خود رسول خدا(ص)؛ زيرا نص صريح اين روايت، برخلاف چنين ادعايى است؛ چراكه رسولخدا(ص) به اين صحابى نابينا دستور مىدهد كه خودش دعا كند. در روايتى كه ترمذى نقل كرده، چنين آمده است: «به او دستور داد وضوى نيكويى بگيرد و اين دعا را