182معناى «استعانت» 1 است. « لتقضى لي » ؛ «تا حاجت من برآورده شود» و در نسخهاى « لتقضي » ؛ «تا حاجتم را برآورده كنى». معناى اين عبارت اين است كه تو سبب دستيابى من به خواسته و مرادم شوى. بنابر معناى دوم، اين اسناد (برآورده شدن حاجت به پيامبر(ص)) مجاز است. از اينرو پس از آن آمده است: « اللهم فَشَفِّعهُ »: يعنى اى خدا! شفاعت وى را در حق من بپذير. 2
علامه مناوى در شرح اين حديث مىنويسد:
دعاكننده در اين دعا ابتدا از خداوند مىخواهد به پيامبرش اجازه شفاعت بدهد. سپس به پيامبر(ص) رو مىكند و از وى درخواست شفاعت مىكند. آنگاه دوباره به سوى پروردگار روى مىآورد و مىخواهد شفاعت وى را بپذيرد... .
«سبكى» مىگويد: «توسل، استعانت 3و شفاعتخواهى از پيامبر نزد پروردگار نيكوست. اين موضوع را هيچيك از پيشينيان و متأخران انكار نكرده است. البته ابنتيميه اين مسئله را انكار كرد و از صراط مستقيم منحرف شد و آنچه را تا پيش از وى هيچ عالمى نگفته بود، مطرح، و اين بدعت را پايهگذارى كرد و با انكار توسل از پيكره اسلام جدا شد». 4
در توضيح سخنان سبكى كه گفته است: «توسل را هيچيك از پيشينيان