146
اَلْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ . 1 اما يارىخواهى دوم، بهرهورى از اعمالى است كه عمر خود را در زمانهاى يادشده، صرف عبادت و طاعت خداوند كنى. 2
عارف بالله، «شيخ احمدبنعجيبه» در كتاب تفسيرى خود به نام «البحر المديد» مىنويسد:
استعانت، يعنى درخواست يارى و كمك، و نيز به معناى عزم باطنى و خيزش و تلاش ظاهرى است؛ زيرا اگر يارى خداوند همراه بنده نباشد، دستيابى او به اهدافش و موفقيت در رسيدن به خواستههايش، امكانپذير نيست؛ چنانكه شاعر نيز مىگويد:
اِذَا كَانَ عَونُ اللهِ لِلْعَبدِ خادِماً
تَيسَّرُ لَه مِنْ كُلِّ صَعبٍ مُرادُه 3
وى همچنين در ادامه مىنويسد:
در آيه إِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ ، عبادت پيش از استعانت آمده است. يك دليل اين كار، سازگارى با آغاز آيات پيشين است. دليل ديگر اين است كه انسان بداند آوردن وسيله پيش از درخواست حاجت، امكان برآورده شدن حاجت را بيشتر مىكند. همچنين وقتى متكلم (خواننده اين آيه) عبادت را به خود نسبت مىدهد، ممكن است به دليل عبادتى كه انجام مىدهد، دچار خودشگفتى شود. به همين دليل بايد بگويد وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ ، تا نشان دهد كه گرچه عبادت كردن به او نسبت داده مىشود، ولى تنها با يارى