113اصل تغيير دادند و راه را گم كردند. در واقع، خداوند سبحان، توسل به صالحان را به اين شرط تشريع كرده است كه شخص توسل كننده، سبب خفى در تأثيرگذارى را مد نظر داشته باشد و به سبب مطلق (خدا) توجه كند.
به همين دليل خداوند سبحان در اين آيه، باطل بودن گمانهزنى كفار را تبيين مىكند؛ زيرا آنان بتها را مانند كعبه سبب جلى، بلكه بزرگتر از آن پنداشتند و باور داشتند بتها، سبب خفى نيز هستند. به همين دليل وقتى به بتپرستى محكوم شدند، [پرستش بتها را انكار نكردند، بلكه بهانه آوردند] و گفتند: «اينها را نمىپرستيم مگر براى اينكه ما را به خدا نزديك كنند». اما خداوند به تكذيب و تخطئه مخالفت آنان درباره تأثير سبب جلى پرداخت.
آنان با انكار سبب جلى دچار اشتباه بودند و با حكم خدا مخالفت مىكردند. همچون شيطان كه با ترك سجده به حضرت آدم(ع)، به انكار سبب جلى پرداخت. گويى خداوند به آنان مىگويد: شما بتها را بهطور كامل مىپرستيد و سبب مطلق (خداوند) جايگاه و اصالتى براى شما ندارد. به همين دليل در سوره كافرون بر اين حقيقت تأكيد مىكند و مىفرمايد: قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ* لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ . 1 بنابراين، قياس شما از اساس باطل است.
اسلام ظهور كرد تا با بعثت حضرت رسول(ص) صفات نيكو و برگزيده،
به مرحله تمام و كمال برسد؛ چنانكه آن حضرت فرمود:
«إنّما بُعثتُ لأتمِّمَ