112براى سود رساندن شايستهتر است؛ چراكه نفع و سود، يكى از رحمتهاى الهى است و رحمت الهى بر زيان سبقت دارد. بنابراين وجود چنين الزامى، صحيح نيست، مگر زمانى كه چنين لازمى (نفعرسانى) صحيح باشد؛ زيرا خداوند مىفرمايد: « وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» . 1 در حديث قدسى نيز مىفرمايد: « سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبي ». 2
ابنتيميه و تحميل نظر خود بر قرآن
ابنتيميه مىگويد: تأويل آيه مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ 3 چنين مىشود كه مشركان مكه تنها به بتها تقرب مىجستند، نه اينكه آنها را بپرستند. اين سخن، تحميل معنايى غيرواقعى بر آيه است. ديدگاه همه مفسران، در مقابل ديدگاه ابنتيميه و تأويل وى است؛ زيرا منطوق آيه بالا اين است كه خداوند سبحان مىخواهد با زبان نكوهش، درباره گمراهان سخن بگويد. پس اگر آنان به دليل نگاه اشتباه خود، سبب جلى را از جايگاه خود خارج ساختند [و بتها را پرستيدند]، نبايد حكم شود كه اين مسئله (توجه به سبب جلى و واسطه) از اساس باطل است؛ چنانكه هيچ انسان خردمند و پاكسرشتى چنين ديدگاهى ندارد.
كفار مكه، به دليل مخالفت با دين پاك و آسان اسلام و سرگرم شدن به دنيا و لذتهاى آن، در قياس نارواى خود دچار اشتباه شدند و قلب آنان تاريك شد. در نتيجه ميان حق و باطل تفاوتى نگذاشتند و جاى فرع را با