83تخريب كعبه لشكركشى كردهام. عبدالمطلب به ديدار ابرهه رفت و از او درخواست كرد دويست شترى را كه لشكريان او غارت كرده بودند، بازگرداند. ابرهه با تعجب به او گفت: «با اين همه بزرگى كه در تو مىبينم چگونه به اين خواسته كوچك اكتفا مىكنى؟ درحالىكه من براى تخريب كعبه كه دين تو و اجدادت است، آمدهام». عبدالمطلب در پاسخ او گفت: «انا ربّ الابل و إنّ للبيت ربّاً سيمنعه»؛ «من صاحب شترها هستم. كعبه هم صاحبى دارد كه خودش از آن نگهدارى مىكند».
سپس ابرهه دستور داد شتران او را باز پس دهند.
عبدالمطلب، قريش را بر آن داشت تا از مكه خارج شوند و به كوهها پناه ببرند. زمانى كه لشكر ابرهه به سمت كعبه حركت كرد، خداوند دستهاى از پرندگان آسمانى را مأمور كرد تا با سنگريزههايى كه به منقار و پاها داشتند به لشكر ابرهه هجوم ببرند و آنان را هلاك كنند. 1