113داخل غار نرفته است. 1
ابوكرز كه تا كنار شكاف غار، رد پاها را دنبال كرده بود، همانجا ايستاد و گفت: «محمد و همراهش از اينجا نگذشتهاند و داخل اين غار هم نشدهاند؛ زيرا اگر درون آن رفته بودند، اين تارها پاره مىشد و اين تخمها مىشكست. ديگر نمىدانم؛ يا در اينجا به زمين فرو رفتهاند يا به آسمان صعود كردهاند!» اينگونه شد كه مشركان در اطراف غار به جستوجو پرداختند. در اين هنگام، ابوبكر ترسيد و مضطرب شد؛ چنانكه خداوند متعال در قرآن فرموده است:
( إِلاّٰ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثٰانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمٰا فِي الْغٰارِ إِذْ يَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهٰا )
اگر او (پيامبر) را يارى نكنيد، خداوند او را [در سختترين لحظات] يارى كرد؛ آن هنگام كه كافران او را [از مكه] بيرون كردند، در حالى كه يكى از دو نفر بود [و يك نفر بيشتر