88يكى از مواردى كه در جامعهشناسى و علوم ارتباطات بهعنوان نماد مطرح مىباشد، نامها و كلماتى است كه بهصورت قراردادى براى اشياى خارجى وضع مىشوند؛ درحالىكه در عرفان نظرى، سخن از اسم اعتبارى نمىباشد. بلكه موضوع عرفان نظرى، اسم حقيقى است كه در مقام ذات، دلالت بر معنا مىكند؛ مانند آبادانى كه دلالت بر وجود آب مىكند. بنابراين، عرفان نظرى علمى است كه با نظر به جهت نمادين اشياء، به بحث از مقامات كشف و شهود كه همان مراتب ظهور و نمود است، مىپردازد. از اينرو، هيچ علمى را نمىتوان يافت كه همانند عرفان به بحث از حقايق نمادين بپردازد. 1 البته گفتنى است كه در فلسفه نيز در سه بحث، از نماد بحث مىشود. 2
سه - نمونهاى از ظرفيتهاى تبليغى نماد در حج
يكى از جنبههاى نمادين مذهبى مورد مطالعه پژوهشگران، معمارى مذهبى است. ساختار اماكن مقدس، سبب بروز تصويرهاى ذهنى خاص در افراد مىشود كه بيانگر پيچيدگى و نظام مفهومى انديشه، باور، ارزش و احساس است. سبك معمارى، بيانگر جهانبينى ويژهاى است. در واقع سبك معمارى پرستشگاههاى مذهبى، بهصورت هشيارانه، برخى ارزشهاى خاص را تقويت مىكند.
در حج نيز نمادهاى گوناگونى وجود دارد كه از لحاظ جامعهشناختى و فرهنگشناختى با ادبيات مختلف درخور بررسى است؛ بهويژه وقتى كه به تشابه اين نمادها با ساير فرهنگهاى دينى جهان بهويژه اديان ابراهيمى توجه مىكنيم. البته اين موارد، ويژگى كلى نماد را دارند و دستيابى به معناى عميق آن، نياز به و ژرفنگرى بيشترى دارد و با معانى رويين و لايههاى آغازين مفاهيم در حج فاصله دارد. همين ويژگى نماد است كه به ماندگارى آن كمك مىكند و انتقال فرهنگى آن را آسان مىكند؛