87مذهبى طبيعتاً به زبان رمز بيان مىشود». 1 بهويژه درباره ارتباط انسان با خدا، ارتباط ميان دين و نماد را نشان مىدهد. ابعاد رمزگونه هنر و عرفان با زبان نماد و نشانه همراه است و در اين بين، هنر قدسى بيشترين بهره را از نمادهاى دينى دارد. 2
ديدگاه دينى به نماد با نگاه رايج علوم جامعهشناختى و ارتباطى به نماد متفاوت است و جنبههاى تبليغى آن تنها به امور اعتبارى مربوط نمىشود. ازاينرو، بحث از ابعاد تبلغى نماد در دين به معناى فاصله گرفتن از مباحث برجسته و معنوى دين نخواهد بود.
در علوم ارتباطات و جامعهشناسى، نماد با سه ويژگى اختيارى، قابل انعطاف و قراردادى بودن توصيف مىشود. 3 اما اين رويكرد بيشتر براساس مبانى هستىشناسى و معرفتشناسى مادىگرايانه است كه با ديدى سطحى از هستى، از تدبير جسمانى زندگى و ارتباطات انسان پا را فراتر نمىگذارد؛ درحالىكه براساس مبانى معرفتشناسى دينى، «برخى از نمادها، حقيقى و بعضى ديگر اعتبارى است. نمادهاى حقيقى و اعتبارى نيز هريك داراى تقسيماتى مىباشد؛ مانند نمادهاى طبيعى، مثالى و برزخى يا نمادهاى لفظى و كتبى كه شامل خطوط، كلمات، علائم و... مىشوند». 4