285
فصل سيزدهم: تغافل و چشمپوشى
درآمد
براى تربيت متربيان، راههاى گوناگونى وجود دارد كه بايد براى هر فرد براساس روحيه و مقتضاى جنسى، سنى، فرهنگى و اجتماعى، شيوه خاصى را اعمال كرد. گاه لازم است خطاهاى اطرافيان خود را با حسن نيت گوشزد، و رفتارشان را نقد كنيم و با رعايتكردن اخلاق و ادب، آنان را از كار نادرستشان بازداريم و گاه بهتر آن است كه چشمپوشى كنيم.
زمانى كه خطاكار، بيم دارد كه ديگران از خطايش آگاه شوند و در صدد جبران گذشته است، شايسته است رازدار باشيم و خود را به تغافل بزنيم. تغافل سبب مىشود كه خطاكار، براى حفظ آبرو و شخصيت خود، آن خطا را تكرار نكند.
واژهشناسى
تغافل، يعنى انسان از چيزى آگاه باشد و به عمد، وانمود كند كه از آن بىاطلاع است و در واقع خود را غافل نشان دهد. اين حالت، زمانى پسنديده است كه به سبب تأثير مثبت تربيتى، از لغزشها و عيوب شخص چشمپوشى شود تا در اصلاح رفتار و كردارش مؤثر واقع شود. در گفتوگوهاى روزانه از تغافل، به چشمپوشى، اغماض، به رو نياوردن و ناديده گرفتن تعبير مىشود. در قرآن، بهترين واژهاى كه اين معنا را بهطور