253يك پپسى يا فانتاى گازدار روى آن خوردن، دسر موز و ميوه را تا آخر در شكم انبار كردن، ليوان چاى داغ روى آن نوشيدن و بقيه اوقات را هم به شوخى، خنده و غفلت گذراندن و خداى نكرده پشت سر ديگران غيبت كردن، حالى باقى نمىگذارد».
او گفت و حاجى ما همچنان گوش مىداد. ناگهان احساس كرد كه حسرت روزهاى سپرى شده و شبهاى به غفلت گذشته، بر سرش آوار شده است. آهى كشيد و گريه سر داد ...، روز بعد او نخستين كسى بود كه براى خواندن نماز صبح از هتل بيرون آمد. 1
انتقادپذيرى
انتقاد مانند كلاس سيارى است كه مردم را تربيت مىكند. خوب و بد را به افراد مىآموزد و موجب رشد مادى و معنوى آنان مىشود. انتقاد، وسيلهاى براى شناخت عيوب است. مردم بايد در برابر شخص تذكر دهنده با گشادهرويى برخورد كنند؛ يعنى هم از او نرنجند و كينهاش را به دل نگيرند و هم بيش از ساير دوستان، او را عزيز و گرامى بدارند و تذكرهاى مشفقانه او را با گوش جان بشنوند و به كار بندند. امامعلى (عليه السلام ) ، به دوستان منتقد چنين مىفرمايد:
لِيَكُنْ أثَرَ النّاسِ عِندَكَ مَنْ اهدَى الَيكَ عَيبَكَ وَ اعانَكَ عَلَى نَفسِكَ. 2
بايد برگزيدهترين افراد نزد تو كسى باشد كه عيبت را به تو اهدا كند و در پيروزى برنفس سركش يارىات نمايد.
انتقادكنندگان
منتقدان چند دستهاند: دستهاى فقط خوبىهاى فرد را برايش بازگو مىكنند و از بدىهاى او چشمپوشى مىكنند. اين گروه، سبب فريب خوردن انسان مىشوند؛ زيرا