248سفر به همراه همسرش حضور داشت - با چهرهاى ناراحت و گرفته جلو آمد و گفت: «امروز اتفاقى براى من افتاد كه بسيار ناراحتم كرده است. مىخواهم با كسى صحبت كنم تا كمى سبك شوم». گفتم: «بفرماييد گوش مىكنم».
گفت: «امروز حال همسرم خوب نبود و از طرفى هم نمىخواست ديدار سرزمين عرفات را از دست بدهد. در صحراى عرفات دستش را گرفته بودم تا با كمك من راه برود. ناگهان مرد ميانسالى كه مؤمن به نظر مىرسيد، خود را به ما رساند و با عجله، ناراحتى و اعتراض از اينكه چرا دست همسرم را گرفتهام، به من گفت: خجالت نمىكشى كه مقابل مردم دست همسرت را گرفتهاى؟ شما با اين كارها آبروى جمهورى اسلامى را مىبريد!. من تا به خودم آمدم كه اين فرد كه بود و چرا اينگونه اعتراض كرد، به سرعت از ما دور شد. هرچه او را صدا زدم تا به او بگويم همسرم بيمار است و من براى كمك كردن، دستش را گرفتهام، پاسخى نداد و رفت. براى من اين نوع برخورد، آن هم از طرف فردى كه از او توقع نداشتم، خيلى سخت بود و حسابى حالم را گرفت».
2. انتقاد خصوصى
انتقاد كردن، بايد خصوصى و دور از انظار ديگران باشد تا شخصيت فرد حفظ شود و در مقابل انتقاد، مقاومت نكند. اما اگر از كسى آشكارا و در حضور ديگران انتقاد شود و اشتباهش را به رخش بكشند و مقابل اين و آن تخطئهاش كنند، شخصيت وى مىشكند و اينگونه انتقادكردن، مفيد نيست و باعث دشمنى مىشود و در نهايت حس انتقامجويى شخص را تحريك مىكند. امام على (عليه السلام ) مىفرمايد:
مَن وَعَظَ اخاهُ سِرّاً فَقَد زانَه وَ مَن وَعَظَهُ عَلانيةً فَقَدْ شانَهُ. 1
كسى كه برادر دينى خود را پنهانى موعظه كند، او را زينت بخشيده و كسى كه آشكارا موعظه كند، او را ضايع و خار كرده است.