247
اكثَرَ مِمّا يُصْلِحُ » 1؛ «كسىكه با نادانى اقدامى مىكند، مفاسدكارش بيشتر از مصالح آن خواهد بود».
شخص بايد ابتدا موضوع مورد انتقاد و حكم آن را بشناسد، سپس درباره رفتار ديگران انتقاد كند.
محمد بن منكدر، از مقدسمآبان زمان امام باقر (عليه السلام ) ، مىگويد:
روزى در شديدترين ساعت گرمى هوا، از مدينه خارج شدم و ديدم كه امام باقر (عليه السلام ) ، در آفتابى سوزان كشاورزى مىكند. چون سمين و چاق بود، به دو نفر از خدمتگزاران خود تكيه داده بود و درحالىكه عرق از پيشانىاش مىريخت، به كارگران دستور مىداد. با خود گفتم كه پيرمردى از بزرگان قريش، در اين ساعت و با اين حالت، در طلب دنياست. تصميم گرفتم او را موعظه كنم. پيش رفتم، سلام كردم و گفتم: «آيا شايسته است كه يكى از شيوخ قريش در هوايى گرم و با اين حال در پى دنياطلبى باشد؟! اگر در اين حالت، مرگت فرا رسد، چگونه خواهى بود؟!
حضرت، دستهاى خود را از دوش خدمتگزاران برداشت و فرمود: «به خدا قسم اگر در اين حال بميرم، در حين انجام دادن طاعتى از طاعات خداوند، جان سپردهام. من مىخواهم با كار و تلاش، خود را از تو و ديگران بىنياز سازم. زمانى بايد بترسم كه در حال گناه كردن مرگم فرا رسد و با معصيت الهى از دنيا بروم. 2
ابن منكدر تصور مىكرد كه كار كردن امام باقر (عليه السلام ) در آن گرما، دنياطلبى است و مىتواند از اين عمل انتقاد كند؛ ولى حضرت فرمود، اين كار دنياگرايى نيست، بلكه عبادت خداست و تو به اين امر نادانى و كسى كه خودش درباره موضوعى آگاهى و شناخت كافى ندارد، حق انتقاد كردن را ندارد.
براى زيارت دوره، به عرفات و مشعر رفته بوديم. يكى از دانشجويان - كه در اين