246جدايى، و انتقاد كردن، مايه دشمنى است».
اگر انتقاد در زمينه مباحث علمى و نظرى باشد ولى اصولى نباشد، به جدال كشيده مىشود و هر طرف اصرار دارد كه حرف خود را صحيح و حق معرفى كند و طرف مقابل را باطل، محكوم و بىمنطقنشان دهد. امام هادى (عليه السلام ) در اينباره مىفرمايد:
الِمراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ
وَ يُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثِيقَةَ وَ اقَلُّ ما فِيهِ انْ تَكُونَ فيه المُغالَبَةُ و المُغالَبَةُ اسُّ اسْبابِ القَطيعَةِ. 1
بحثهاى خصومتآميز، دوستىهاى كهن را از ميان مىبرد و پيوندهاى محكم را مىگشايد. كمترين ضرر اين روش آن است كه هر كدام از دو طرف مىخواهد بر ديگرى غلبه كند و بر وى برترى يابد و اين خود مايه اصلى جدايى و پراكندگى است.
شرايط انتقاد سازنده
انتقاد هم مانند هر عملى، وقتى مؤثر و سازنده است كه شرايط لازم براى اجراى آن رعايت شود؛ در غير اين صورت ثمربخش نخواهد بود و سبب اختلاف و دشمنى مىشود؛ اين شرايط عبارتند از:
1. شناخت معارف
نخستين شرط انتقاد صحيح و سازنده آن است كه شخص منتقد، منع قانونى يا قبح اخلاقى عامل انتقاد را به خوبى شناخته باشد و با آگاهى، نه حدس و گمان، آن را تذكر دهد؛ چه بسا افراد ناآگاهى هستند امر مباحى را پيش خود گناه تلقى و از ديگران انتقاد مىكنند. در منابع دينى، انتقاد كردن افراد ناآگاه را عاملى مفسدهآفرين معرفى و ضرر آنها را بيش از نفعشان بيان كردهاند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مىفرمايد: «
مَن عَمِلَ عَلَى غَيرِ علمٍ كانَ ما يُفسِدُ