245واكنشهاى گوناگونى نشان مىدهند.
اگر منتقد فقط به انگيزه اصلاح و رفع كردن عيوب انتقاد كند و اساس انتقادش صحيح و منطقى باشد، همچنين اصول ادب و اخلاق را رعايت كند و با نرمى و ملايمت سخن بگويد و به شخصيت طرف مقابل احترام گذارد، با واكنشى مطلوب و رضايتبخش مواجه مىشود. در اين صورت شخص مورد انتقاد، خشمگين نمىشود و از عقيده ناصحيح و عيوب خود دفاع نمىكند. وى سخن شخص منتقد را مىپذيرد و ممكن است از انتقاد كننده، تقدير و تشكر كند. همانطور كه افرادى از دوستان خود انتقاد مىكردند و در مقابل اين خدمت بزرگ انسانى، دربارۀ آنها دعاى خير مىكردند و مىگفتند:
رَحِمَ اللهُ مَنْ اهدَى اليَّ عُيُوبي. 1
رحمت الهى شامل حال كسى باد كه [مرا مورد عنايت قرار دهد و] عيوب اخلاقىام را به من اهدا كند.
اما اگر انتقاد، با انگيزه عيبگيرى و برترىطلبى به ديگران باشد و منتقد خود را منزه از هرعيب و نقصى بداند و با ادبيات غيراخلاقى و نامناسب، از شخصيت ديگران انتقاد بكند، هرچند گفتههايش صحيح باشد، با واكنشى خشن مواجه مىشود. وقتى شخص مورد انتقاد، خود را در معرض شكست مىبيند با خشم حالت دفاعى به خود مىگيرد و در مقابل منتقد مقاومت مىكند و تا جايى كه قدرت دارد، براى اثبات سخن، عقيده و رفتار خويش تلاش مىكند.
اين قبيل انتقادها مفيد و ثمربخش نيست، بلكه زيانبار است و باعث دشمنى مىشود. پيوندهاى محبّت را مىگسلد و روابط دوستانه را بر هم مىزند. امام صادق (عليه السلام ) مىفرمايد: «
ألاِسْتِقْصَاءُ فُرقَةٌ، الاِنتِقادُ عَداوَةٌ » 2؛ «كنجكاوى در كارهاى دوستان، باعث