204هركس نمىتواند به سادگى وارد آن شود، حرمت مؤمن را هتك كند، حريمش را در هم بشكند و هر چه بخواهد، بگويد.
تجربه نشان داده است تا زمانى كه انسانها به يكديگر خوشبين هستند و به يكديگر اطمينان دارند، در رفع مشكلات يكديگر مىكوشند؛ ولى اگر از لغزشى آگاه شوند و بدانند شخصى مرتكب گناهانى شده است، طبعاً علاقه به فرد كم مىشود و اعتمادها از ميان مىرود. همچنين اعتبار اجتماعى و اقتصادى او زير سؤال مىرود. چك او از اعتبار مىافتد و طلبكاران به او هجوم مىآورند و طى يك شب به انسانى ورشكسته تبديل مىشود. اگر ريشهيابى شود، بىشك از غيبت آغاز شده است.
در روايت زيبايى امام على (عليه السلام ) مىفرمايد: «
لوتكاشفتم ما تدافنتم » 1؛ «اگر از اسرار هم آگاه مىشديد، جنازه يكديگر را دفن نمىكرديد».
د) تهمت زدن
تهمت به ديگرى يكى ديگر از عوامل تهديد كنندۀ آبرو است.
تهمتزدن به ديگرى، موجب نقض حق شهروندى متهم مىشود؛ زيرا يكى از حقوق شهروندان، احساس امنيت مالى، جانى و عِرضى در جامعه مىباشد. امنيت روانى، از زمينههاى اصلى رسيدن به كمال مطلوب است. وقتى انسانها از آبروى خود احساس امنيت نكنند، به فكر ساير نيازهاى خود نمىافتند.
گناه تهمت، از غيبت سنگينتر و آثار حقوقى و كيفرى آن نيز بيشتر است؛ زيرا غيبت، اظهار عيب واقعى شخصى براى ديگران است؛ اما تهمت، عيبى را كه در واقع، شخص متهم ندارد، به او نسبت مىدهند. قرآن كريم اين عمل را باعث آزار مؤمنان و گناهى آشكار معرفى مىكند؛