128را مىپوشانى، درحالىكه انتظار دارى من از خداوند بزرگ حيا نكنم كه حاضر و ناظر اعمال من است.
پس اى زائر عزيز! در فضايى قدم گذاشتهاى كه حضور اولياى الهى احساس مىشود. در شهرهايى قدم مىزنى كه آيههاى عفاف و حجاب، نخستينبار در كوچه پس كوچههاى آن طنينانداز شده و براى بقاى آنها، خون مردان بزرگى بر زمين ريخته است. اكنون تو با عفت خود، حافظ آن آيهها و خونهايى. بنگر كه چگونه اين ارزش اخلاقى و انسانى را پاسدارى مىكنى. آيا به آن مرتبه از ايمان و يقين رسيدهاى كه تو را به عفت در كلام، عفت در نگاه، عفت در پوشش و عفت در كردار رهنمون سازد؟ اگر چنين است، شاكر پروردگار باش كه لطف خود را شامل حالت كرده است.
2. پناه بردن به پروردگار
هميشه در جامعه عوامل وسوسهگر وجود دارد. انسان بايد در اينگونه موقعيتها به خدا پناه برد و در سايه لطف او، از وسوسه محفوظ بماند. هنگامى كه حضرت مريم (عليها السلام) از قوم خود جدا شد و براى عبادتكردن به گوشهاى پناه برد، فرشته مقرب الهى به شكل انسانى بىعيب و نقص نزد او آمد. مريم كه از حضور او سخت وحشتزده شده بود، راه نجات را پناه بردن به پروردگار دانست و گفت: ( قٰالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا ) ؛ «گفت: اگر خداترس هستى، من از تو به خداى رحمان پناه مىبرم». (مريم: 18)
حضرت يوسف هم زمانى كه وسوسههاى شيطانى زليخا، در صدد خدشهدار كردن عفت او بود، به خدا پناه برد و از او يارى خواست. خداوند هم عفت او را حفظ كرد.
( وَ مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (يوسف:53)
من خودم را تبرئه نمىكنمكه نفس [سركش] بسيار به بدىها امر مىكند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم كند. پروردگارم آمرزنده و مهربان است.