44 كه ناشى از ترسهاى بىاساس و پديدههاى مرموز است و به شكلهاى گوناگونى در اجتماع بروز مىكند. رونق و ركود خرافات، رابطه مستقيمى با پسرفت يا بالندگى فكرى جوامع بشرى دارد.
مهمترين عوامل پيدايش تفكر خرافى:
1. جهل آميخته با ترس و نگرانى از رويدادهاى طبيعى؛ مانند: توفان، خشكسالى، بروز بيمارىهاى سخت و درماننشدنى.
2. تقليد كوركورانه: افرادى كه بدون انديشه و بررسى دقيق بعضى از جريانها، كوركورانه از ديگران تقليد مىكنند، در صورتى كه اگر خردورزانه به اينگونه حادثهها بنگرند، برداشت نادرستى از آنها نخواهند داشت و به خرافات روى نخواهند آورد.
3. سودجويى افراد شياد: عدهاى افراد سودجو با سوءاستفاده از نادانى و سادگى برخى مردم، به ترويج خرافات ميپردازند.
بدترين ويژگى خرافهها اين است كه آسان بهوجود مىآيند، ولى به دشوارى از بين مىروند. اسلام از همان ابتدا با خرافهها به مبارزه برخاست و جامعه آن روز را كه سخت اسير توهمهاى بىاساس بود، به خردورزى دعوت كرد.
اسلام، تنها دينى است كه مبارزه منطقى، فراگير و پىگير را با انواع رفتارهاى غيرمنطقى آغاز كرد. خداوند در اين آيه درباره وضعيت آن زمان مىفرمايد:
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَيْنٰا عَلَيْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ كٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ (بقره:170)
هنگامى كه به آنها گفته شود: از آنچه خدا نازل كرده است