62به پاس داشتن عدالت و انصاف و مروت و دورى از ظلم و گرفتن حق مظلوم از ظالم و اقامه حدود الهى و توجه به خداوند ترغيب مىكند، لطف بر بندگان خواهد بود.
بنابراين، عقل به ضرورت وجود امام حكم مىكند (ضرورت امامت واجب عقلى است).
ب) دليل عقلى بر لزوم عصمت امام
غرض اصلى نصب امام، حفظ دين، اجراى فرائض الهى، اقامه حدود، رفع ظلم و گرفتن حق مظلوم از ظالم، خشكاندن ريشه فتنه و فساد، ترغيب مردم به پرستش خدا و اجتنابشان از محرمات است و اگر امام، معصوم نباشد، چنين غرضى منتفى است؛ زيرا گفتار و رفتار امام غير معصوم، براى ديگران حجت نيست.
پس لزوم امامت و عصمت امام را از ديدگاه عقل چنين مىتوان گفت كه امامت، دنباله نبوت است؛ يعنى خداوند كه بشر را براى رسيدن به كمال و سعادت آفريده است، بايد براى راهنمايى او به سوى كمال، پيامبرانى معصوم مبعوث كند؛ براى دنبال شدن اين راه بعد از رحلت پيامبرش نيز بايد جانشينان معصومى براى آنان قرار دهد تا جامعه انسانى در پرتو هدايت وى به سوى كمال راه پويد؛ زيرا عقل انسانها بهتنهايى براى تشخيص همه عوامل و اسباب پيشرفت و كمال كافى نيست و شايد آيين پيامبر، بعد از رحلتش، دستخوش تحريفات شود. به همين دليل افرادى معصوم و الهى بايد باشند تا از آن پاسدارى كنند.
2. دليل نقلى بر لزوم عصمت و منصوب بودن امام
مهمترين دليل در اين باره آيه 124 سوره بقره است:
( وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ )
به خاطر بياوريد هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهدۀ اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و