115كه مولا در معناى «اولى» به كار رفته است؛ يعنى تنها به اين معنا آمده يا «اولى» يكى از معانى آن بوده است.
سه- بررسى معانى 27گانه «مولى»
ارباب لغت 27 معنا براى واژه مولا برشمردهاند:
1. رب (پروردگار)؛
2. عمّ؛
3. ابنعمّ؛
4. ابن (فرزند)؛
5. ابن اخت (خواهرزاده)؛
6. معتِق (آزاد كننده)؛
7. معتَق (آزاد شده)؛
8. عبد (برده و مملوك)؛
9. مالك (در برخى از مصادر به جاى مالك، مليك ذكر شده است)؛
10. تابع (پيرو)؛
11. منعَم عليه (برخوردار شده از نعمت)؛
12. شريك؛
13. حليف (همپيمان)؛
14. صاحب (رفيق)؛
15. جار (همسايه)؛
16. نزيل (وارد و ساكن)؛
17. صهر (داماد)؛
18. قريب (نزديك)؛
19. منعِم (خداوند نعمت)؛