87بخشنده. نه كج شود، تا راستش گردانند، و نه به باطل گرايد تا آن را برگردانند. كهنه نگردد به روزگار، نه از خواندن و نه از شنيدن بسيار. راست گفت آن كه سخن گفت از روى قرآن و آنكه بدان رفتار كرد، پيش افتاد از ديگران.
دوم- « أَنَّ عَلِياً (ع) لَمَّا انْسَلَخَ الْمُحَرَّمُ أَمَرَ مَرْثَدَبن الْحَارِثِ الْجُشَمِي فَنَادَى عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ: يا أَهْلَ الشَّامِ ألا إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يقُولُ لَكُمْ: ... وَ احْتَجَجْتُ عَلَيكُمْ بِكِتَابِ الله وَ دَعَوْتُكُمْ إِلَيهِ فَلَمْ تَتَنَاهَوْا عَنْ طُغْيانٍ وَ لَمْ تجُيبُوا إِلَى حَقٍّ ». 1
چون ماه محرم به پايان رسيد، حضرت (ع) مرثدبن حارث جشمى را به نزد سپاه شام فرستاد، نزديك غروب خورشيد بود كه مرثد سپاه شام را اينگونه خطاب كرد: اى مردم شام! اميرالمؤمنين (ع) فرمودند : ... آيا من شما را به كتاب خدا فرا نخواندم و با آن برشما احتجاج نكردم؟ اما شما از طغيان و سركشى باز نايستاديد و حق را اجابت نكرديد.
حضرت براى قرآن اوصافى چون: «ريسمان استوار»، «نور آشكار»، «درمان كننده»، «نجات بخشنده»، «نگهدارنده»، «چنگ زننده را نگهدارنده» و ... به كار مىبرند. بىشك قرآنى كه واجد اين صفات است از تحريف و تغيير مصون است و همه مسلمانان زمان حضرت و قرنهاى آينده به آن دسترسى دارند، نه قرآنى كه به ادعاى وهابيان در گنجينهاى مخفى نزد امامان شيعه است و كسى از آن خبر ندارد.
در روايت دوم، فرمايش حضرت در اثبات مطلب، آشكارتر است؛ زيرا خطاب به شاميانى است كه به جنگ با حضرت آمدهاند، پس حضرت با اهل شام از قرآنى حجت مىآورد كه آنها هم آن را قبول كنند، نه با مصحف خود يا صحيفه حضرت زهرا عليهاالسلام كه وهابيان مدعى هستند، قرآن شيعيان اين دو صحيفه است.
وقتى كه شاميان با نقشه عمروبنعاص قرآنها را بر نيزه كردند و سادهلوحان لشكر اميرمؤمنان (ع) اين حركت آنان را پيشنهاد صادقانه صلح دانستند، حضرت نفرمودند كه