462تصوف و عرفان است كه پس از بيان احوال امامان از مصادر معتبر، سرودهاى از خود را در وصف ائمه اثنىعشر آورده است.
احمد بن حنبل و عالمان حنبلى
اقدام احمدبن حنبل، در ترويج عقيده تربيع و تثبيت موقعيت امام على (ع) به عنوان خليفه رابع در ميان اهل سنت، در چرخش سنىها به سمت پذيرش فضايل امام على (ع) و به طبع، ديگر ائمه، نقطه عطفى بود. وى در كتاب مسند، روايات بىشمارى از فضايل اهلبيت عليهم السلام آورده است 1 و به اين صورت در راه تعديل مذهب عثمانيه، كوششى ستودنى از خود نشان داده است. 2 «ابن حجر هيثمى مكى» در كتاب «الصواعق المحرقه» مىنويسد:
پسر امام حنبل در مورد لعن يزيد از وى پرسيد. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود، كسىكه خداوند او را در قرآن لعن كرده است؟ آنجا كه مىفرمايد: ( فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَكُمْ أُولٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ ) و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه يزيد انجام داد، بالاتر است؟! و چه اذيتى شديدتر از آنچه كه يزيد مرتكب شده است. 3 از «سبط بن جوزى» حنبلى در مورد لعن يزيد پرسيده شد، او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجويز كرده است، ما نيز به خاطر جناياتىكه درباره پسر دختر رسول خدا مرتكب شد، او را دوست نداريم و اگر كسى به اين حد راضى نمىشود، ما هم مىگوييم اصل، يزيد است. 4
ابن عماد حنبلى مؤلف كتاب «شذرات الذهب» مىنويسد:
در مورد لعن يزيد، «احمدبن حنبل» دو قول دارد كه در يكى تلويح و در ديگرى