321با اينكه بنىاميه سب و لعن على و فرزندان او را رواج مىدادند، هيچگاه اهلبيت عليهم السلام به پيروان خود توصيه نكردند كه مقدسات اهل سنت را لعن كنند. در آثار معتبر شيعه روايتى يافت نمىشود كه ائمه شيعه عليهم السلام سب و لعن خلفا و مقدسات اهل سنت را بيان كرده باشند؛ با وجود اينكه بيشترين ناسزاها را از عدهاى شنيدند كه خود را از اهل تسنن مىدانستند.
يكى از بزرگترين مستمسكهاى سلفىهاى تكفيرى و وهابيون براى حكم به جواز قتل شيعيان و رافضى خواندن آنان، زيارت عاشوراست. در زيارت عاشورا كه از زيارات و احاديث معتبر است، فرازى وجود دارد كه برخى آن را اشاره به خلفاى سهگانه مىدانند؛ درحالىكه نامى از آنان برده نمىشود.
در تاريخ آمده است كه وقتى دشمنان «شيخ طوسى» از او نزد خليفه عباسى بدگويى كردند و خليفه منظور از اين افراد را كه در زيارت نقل شده در مصباح آمده است، از شيخ پرسيد، شيخ جواب داد كه اولى «قابيل» است كه «هابيل» را به ناحق كشت. دوم، «قيدار» پىكننده شتر صالح است. سوم قاتل «يحيىبنزكريا» است. چهارم، «ابن ملجم» قاتل علىبن ابى طالب (ع) است. افراد نام بُرده هم قاتلان امام حسين (ع) هستند. همچنين در برخى از كتب معتبر كه اين زيارت را نقل كردهاند، اين فصل به اين صورت نيست؛ به طور مثال در «كامل الزيارات ابنقولويه» اين فصل با اين عبارت آمده است: « اللهم خص انت اول ظالم ظلم آل نبيك باللعن ثم العن اعداء آل محمد من الاولين و الآخرين اللهم العن يزيد و... ». 1
«سيد ابن طاووس» هم پس از ذكر اين زيارت مىنويسد: «در مصباح الكبير، دو فصل آخر كه صد بار تكرار مىشوند، وجود ندارد». 2