319اجماع بين مسلمانان است كه ابنملجم، براى كشتن حضرت على (ع) اجتهاد كرده و خود را بر حق مىدانست و به همين علت عمرانبنحطان شاعر صفريه (گروهى از خوارج) مىگويد :
چه ضربتى زد آن نيكوكار كه از آن، جز رسيدن به رضاى خدا هدفى نداشت!
من وقتى او را به ياد مىآورم، او را كسى مىبينم كه ترازوى عمل او نزد خدا از همه پرتر است !
قاتل علي (ع) اهل روزه و نماز بود و براى محبت خدا او را كشت!
ابنتيميه نيز مىگويد:
والذي قتل علياً كان يصلّي ويصوم ويقرأ القرآن، وقتله معتقداً أنّ الله ورسوله يحب قتل علي، وفعل ذلك محبة لله ورسوله في زعمه، وإن كان في ذلك ضالاً مبتدعاً؛ 1
كسىكه على[ (ع) ] را كشت، نماز مىخواند و روزه مىگرفت و قرآن مىخواند، و او را با اين اعتقاد كشت كه خدا و رسول او، كشتن على[ (ع) ] را دوست مىدارند، و اين كار را به گمان خويش در راه محبت خدا و رسولش انجام داده بود ! اگر چه در اين كار گمراه و بدعتگذار بود!
و در جاى ديگر مىنويسد:
قتله واحد منهم وهو عبدالرحمنبن ملجم المرادي مع كونه كان من أعبد الناس وأهل العلم؛ 2
يكى از خوارج على را كشت كه نام او عبد الرحمان بن ملجم مرادى بود كه با اين همه از عابدترين مردم زمان و از اهل علم بود!
چطور ممكن است كسى كه رسول خدا او را «أشقى الناس» معرفى كرده است و او را مانند كشنده ناقه صالح مىدانند، اينگونه مجتهد و عابدترين مردم معرفى مىشود؟!