316پسر احمدبن حنبل مىگويد: «از پدرم پرسيدم رافضى كيست ؟ گفت كسى كه به ابوبكر و عمر دشنام دهد». 1
«سلطان مراد» چهارم عثمانى، قصد جنگ با ايران را داشت و خواست براى اين كار از فتواى عالمان براى برانگيختن جنگ داخلى بين مسلمانان، استفاده كند؛ اما هيچ يك از عالمان با او موافقت نكردند، جز جوانى به نام «نوح أفندى» كه فتوايى عليه تمام شيعيان و به قول او «رافضه» داد:
من قتل رافضيا واحدا وجبت له الجنة ! هركس يك رافضى (كسىكه به ابوبكر و عمر دشنام دهد) را بكشد، بهشت بر او واجب مىشود!
هر كس كه در كفر آنان و جواز كشتن آنان شك داشته باشد، مانند خود آنان كافر است... .
بايد اين اشرار كفار را كشت، توبه كنند يا نكنند! و جايز نيست كه آنان را با گرفتن جزيه زنده گذاشت! امان دادن موقت و يا دائمى به آنان نيز جايز نيست!
جايز است كه زنان آنان به كنيزى گرفته شوند؛ زيرا كنيز گرفتن زن مرتد بعد از آنكه در بلاد حربى رفت، جايز است و هرجايى كه خارج از ولايت امام باشد، مانند دار حرب است! همچنين جايز است كه فرزندان آنان نيز به تبع مادرانشان به بردگى گرفته شوند!
اين فتوا سبب شد كه هزاران نفر از مسلمانان در اين جنگها كشته شوند. تنها در كشتار حلب 40000 نفر شيعه با اين فتوا كشته شدند. 2
اين هجوم و بهانهتراشى بر ضد شيعه تا امروز نيز ادامه دارد و فتواى«بنجبرين»، «مفتى عربستان سعودى» و سخنان «عادل الكلبانى»، امام جماعت مسجدالحرام و نيز سخن ديگر عالمان وهابيون و تكفيرىها در همين راستا است.