281پيامبر اكرم (ص) برداشت و بر چشمانش گذاشت و چند بيت شعر سرود». 1
ابن حجر عسقلانى، از عالمان برجسته اهل سنت مىگويد: «در زمان خلافت خليفه دوم، مردم گرفتار خشكسالى شدند. شخصى از اصحاب به قبر پيامبر اكرم (ص) متوسل شد و گفت: « يا رسول الله! استَسق لِأُمَّتِكَ فَاِنَّهُم قَد هَلكوا ». 2
در روايتى ديگر درباره بلال حبشى آمده است:
بلال پس از وفات رسول خدا (ص) به شام هجرت كرد. شبى از شبها رسول خدا (ص) را در خواب ديد كه به او فرمود: اى بلال! اين چه جفايى است كه در حق ما كردى؟ آيا وقتش نشده است كه به زيارت ما بيايى؟ بلال سراسيمه از خواب بيدار شد و سوار مركب شد و به مدينه رسيد و مستقيم بر قبر رسول خدا (ص) آمد. سپس گريست و صورت خود را به قبر مبارك ماليد. 3
در جايى ديگر آمده است كه بلال حبشى خود را روى قبر شريف پيامبر اكرم (ص) انداخت و بدن خود را به قبر مىساييد. 4
درباره عبداللهبن عمر نيز نوشتهاند كه وى هرگاه از سفرى باز مىگشت، نزد قبر پيامبر (ص) مىآمد و به آن حضرت سلام مىكرد. نافعبن هلال مىگويد: بيش از صد بار ديدم كه عبداللهبن عمر به زيارت قبر پيامبر مىآمد و مىگفت: « السلام على النبي ». 5
همچنين آمده است كه محمدبن حنفيه، پس از شهادت برادرش، امام حسين (ع) بر