250بنابراين رفتار مؤمنان و عمل مشركان با هم تفاوت دارد و يكى دانستن آن، دليل برهانى و مستند علمى ندارد.
خلاصه و نتيجه
با توجه به آيات قرآن و احاديث فريقين، شفاعتى كه به اذن خدا باشد با توحيد منافات ندارد و پرستش غير خدا نيست؛ بلكه مقبول است و قرآن و روايات به آن توصيه مىكنند. بنابراين درخواست شفاعت از پيامبر (ص) و اولياى خدا جايز است و در قرآن و سنت به آن توصيه شده است. 1
به اجماع عالمان اسلام، شفاعت براى پيامبر اعظم (ص) و هر كسى كه خداوند به او اذن دهد در روز قيامت ثابت است و كسى نمىتواند منكر حق شفاعت كسانى باشد كه از جانب خدا اذن دارند و مسلمانان را از درخواست شفاعت به اين معنا منع كند؛ مگر آن كسى كه مخالف قرآن و سنت و يا جاهل به تعاليم قرآن و معارف اسلامى باشد.
بنابراين با ملاحظه آيات مربوط به شفاعت كه برخى شفاعت را فقط مخصوص خدا مىدانند و برخى شفاعت انبياء، اولياء و مؤمنان را با اجازه خدا جايز مىدانند، معلوم مىشود كه شفاعت بر دو قسم است: شفاعت مردود؛ يعنى شفاعت بدون اذن خدا يا شفاعت بتها كه باطل و مردود است و شفاعت مأذون و مقبول؛ يعنى شفاعت افرادى كه خدا به آنان اذن داده است. 2
شفاعتى مذموم است و در قرآن نهى شده است كه برپايه اعتقاد به استقلال شفيع از خدا باشد. بنابراين اگر كسى اولياء، انبياء و فرشتگان را رب و معبود قرار ندهد و آنان را مستقلاً مالك سود و زيان انسان نداند، بلكه گرامى و عزيز بداند و به مقام، منزلت و