219«علامه مجلسى» مىگويد:
غلو درباره پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام ، يا به سبب اعتقاد به خدايى آنان است، يا شريكبودنشان با خداى متعال در پرستيدهشدن، يا شريك در آفرينش، يا در روزىدادن، يا خداى متعال در آنان حلول كرده، يا با آنان متحد شده، يا آنان بدون هيچ وحى و الهامى از ناحيه خدا غيب مىدانند، يا بدين اعتقاد كه امامان عليهم السلام ، پيامبرند يا به سبب اعتقاد تناسخ ارواح برخى از آنان در ديگرى و يا به اين سبب كه شناخت آنان، از انجام طاعات كفايت مىكند و تكليفى نسبت به ترك گناهان وجود ندارد.
اعتقاد به هريك از موارد يادشده، الحاد، كفر و خروج از دين تلقى مىشود؛ همانگونه كه دلايل عقلى و آيات و اخبار گذشته و غير آنها بر اين معنا دلالت دارد، و به خوبى دريافتيد كه امامان عليهم السلام ، از غاليان بيزارى جستند و به كفرشان حكم كردند و به كشتن آنها دستور دادند و اگر برخى اخبارى كه به اين موارد اندكى اشاره دارد به گوشتان برسد، يا بايد تأويل و تفسير شود، يا از دروغها و افتراهاى غاليان است. 1
«شيخ صدوق» مىگويد:
اعتقاد ما درباره غاليان و مفوضه، اين است كه به خداى متعال كافرند و از يهود و نصارا و مجوس و قدريه و حروريه و از همه بدعتگذاران و هواپرستان گمراه كننده بدترند و هيچ چيز را مانند خداوند متعال كوچك نشمردند. 2
«شيخ كاشفالغطاء» در مباحث خود، درباره غاليان و گفتارشان مىگويد:
و اما شيعه اماميه و امامان عليهم السلام ، از اين فرقهها بيزار [و ارتباط با آنها را] حرام مىدانند ... و از گفتار آنان بيزارى جسته، و آنها را از بدترين نوع كفر و گمراهى به شمار