186نماز، خداوند شما را رحمت كند، [همانا خداوند اراده نموده تا پليدى را از شما اهل بيت دور سازد و پاكتان گرداند].
10. در جنگ خيبر، پس از آنكه ابوبكر و عمر كارى از پيش نبردند، پيامبر (ص) فرمودند:
پرچم را به كسى خواهم داد كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست دارند، خداوند هرگز خوار نخواهد كرد، باز نمىگردد تا آنكه خداوند به دست او فتح و پيروزى برساند. آنگاه على (ع) را خواست و پرچم را به دست او داد و برايش دعا كرد. و پيروزى به دست على (ع) حاصل شد. 1
11. پيامبر (ص) ابوبكر را با سوره «برائت»، امير بر حجاج نمودند، آنگاه به دستور خداوند، على (ع) را به دنبال او فرستاد تا سوره را از دست او گرفته و خود، آن را به مردم برسانند. پيامبر (ص) در پاسخ به اعتراض ابوبكر فرمودند: «من امر شدم كه خودم اين سوره را ابلاغ كنم يا به كسى كه از من است بدهم تا او ابلاغ نمايد». 2
12. برخى از اصحاب، درى را به مسجد باز كرده بودند كه پيامبر (ص) دستور دادند تا همه درها بسته شود، جز درِ خانه على (ع) . 3
13. عايشه مىگويد:
رسول خدا (ص) هنگام وفات خود فرمود: حبيبم را صدا بزنيد كه بيايد. ابوبكر را صدا زدند. تا نگاه رسول خدا (ص) به او افتاد، سر خود را به زير افكند. باز صدا زد: حبيبم را بگوييد تا بيايد. عمر را خواستند. هنگامىكه پيامبر (ص) نگاهش به او افتاد، سر را به زير افكند. سومين بار فرمود: حبيبم را بگوييد تا بيايد. على (ع) را صدا زدند. هنگامىكه آمد، كنار خود نشانيد