177صحابه، از جمله «عبدالله بنعمر» داشت، گفت: «من از اينكه امت محمد را مانند گلهاى بدون چوپان رها كنم، ناخوشنودم، لذا در فكر جانشينى فرزند خود يزيد هستم». 1
چگونه ممكن است كه همه به فكر امت باشند، اما پيامبر (ص) نسبت به اين موضوع بسيار مهم، بىتفاوت باشد؟
پنج- اين احتمال، خلاف سيره انبياست؛ زيرا با دقت در تاريخ درمىيابيم كه تمام انبياى الهى براى بعد از خود جانشين معين كردهاند و به يقين پيامبر اسلام نيز از اين ويژگى مستثنا نيست.
به دليل اهميت اين موضوع، حضرت موسى (ع) از خداوند متعال مىخواهد كه وزيرى را براى او معين كند، آنجا كه مىفرمايد: وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي* هٰارُونَ أَخِي ؛ «و وزيرى از خاندانم براى من قرار ده. برادرم هارون را». (طه: 29 و 30)
ابنعباس نقل مىكند كه شخصى يهودى به نام «نعثل» خدمت رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد كه اى محمد! از تو درباره امورى سؤال مىكنم كه در ذهن دارم، اگر پاسخ دهى، به تو ايمان مىآورم. به من بگو كه جانشين تو كيست؟ زيرا هيچ پيامبرى نيست، مگر آنكه جانشينى داشته است. و جانشين نبى ما (موسىبن عمران)، «يوشعبن نون» است. پيامبر (ص) فرمودند:
انّ وصيي علي بن ابي طالب و بعده سبطاي الحسن و الحسين تتلوه تسعة ائمة من صلب الحسين ... . 2
همانا وصى من علىبن ابىطالب و بعد از او دو سبط من حسن و حسين، بعد از آن دو، نُه امام از صُلب حسين است.
يعقوبى مىگويد: