112قيامت از يكديگر جدا نمىشوند؛ بنابراين قرآن و عترت با هم دو مرجع احكام دين هستند كه انسان را بهسوى بهشت الهى هدايت مىكنند.
2. رهبرى عترت تا برپايى قيامت، زيرا فرمود: « انَّهما لَن يفترِقا حَتى يردا عَليّ الحْوضَ ». اين جمله دليلى است كه بعد از پيامبر (ص) ، زمين از امامى كه همتراز كتاب و از عترت پيامبر باشد، خالى نخواهد بود؛ زيرا اگر قرآن تا آخرالزمان باقى باشد، و فردى از تبار عترت در جهان نباشد، قرآن از عترت جدا مىشود و كلام رسول خدا (ص) انكار مىشود. به همين جهت شيعه باور دارد كه امام مهدى[ هماكنون زنده است و ماندگار بودن جهان، به حيات ايشان وابسته است.
3. برترى عترت از همه مردم بعد از پيامبر اسلام (ص) ؛ بنابراين امت اسلامى بايد به آنها و قرآن تمسك كنند؛ زيرا اگر كسى برتر يا همپايه با عترت بود، پيامبر (ص) به آنها اشاره مىكرد.
4. احتياج مردم به عترت و بىنيازى آنها از همه چيز؛ ازاينرو لازم است كه مردم پيرو آنان باشند؛ زيرا پيامبر (ص) فرمودند: « فَلا تُقدِّموهما فَتَهلِكوا وَلا تُعلِّموهما فَانَّهما اعلمُ منكم »؛ «پس شما از كتاب و عترتم پيشى نگيريد؛ زيرا هلاك مىشويد و به آنان چيزى نياموزيد؛ زيرا آنان از شما داناترند». 1
5. علم اهلبيت عليهم السلام به همه جوانب قرآن؛ زيرا اگر برخى از امور آن را ندانند، در همان امور، از قرآن جدا خواهند بود؛ در اين صورت كسانى كه به قرآن و عترت تمسك كنند، از خطا مصون نمىمانند.
6. انحصار هدايت در تمسك به قرآن و عترت: « مَا انْ تَمسَّكتُم بِهما لَن تَضلُّوا ابدا »؛ از اين رو كسانى نجات مىيابند كه به هر دو تمسك جويند.