38« مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ(عليهم السلام) إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ ( فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ)» . (توبه: 122)
علاوه برآن، حج، جايگاه فراگيرى فقه و احكام دين و انتقال و گسترش اخبار پيشوايان(عليهم السلام) به تمامى گوشه و كنار [جهان] است، همانگونه كه خداوند فرمود: «چرا از هر گروهى از آنان، طايفهاى كوچ نمىكند (طايفهاى در مدينه بماند)، كه در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را بيم دهند شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند تا شاهد منافع گوناگون خويش در اين برنامه حياتبخش باشند».
حضرت سپس به برخى از اعمال حج اشاره كرد، نكاتى را در فلسفه هريك بيان مىكند و به حاجيان مىنماياند كه حج واقعى فراتر از يك سلسله رفتارها و كارهاى خشك و بىروح است؛ آنگاه مىفرمايد:
اگر كسى بگويد: چرا مردم به احرام مأمور شدهاند؟ پاسخش آن است كه: تا [حاجيان] قبل از ورود به حرم خداوند بلند مرتبه، خاشع و خداترس شوند و از هر اشتغال به چيزى از دنيا و زينتها و لذتهاى دنيايى و از هر سرگرمى و هوسرانى خود را دور داشته، با تمام وجود رو به سوى او كنند. 1