93
ز) خودسازى انسان در حج
گام نخست براى حجگزار، خودسازى است. خودسازى با تك تك مناسك حج، حاصل مىشود كه مظاهر خشوع و فروتنى انسان در برابر خداوند و جايگاه ذكر و تَضَرُّع و تقُّرب به او است. مطلوب ايشان در اين باب، از قرار ذيل است: 1. مناسك حج را نبايد از سر غفلت به جا آورد. 2. خود را در محضر حق تعالى بدانيد. 3. خود را در انبوه متراكم جمع، با محبوب تنها ببينيد. با او راز و نياز كنيد. از او بخواهيد و به او دل ببنديد. 4. شيطان و هوا را از دل خويش بيرون كنيد. 5. زنگار حِرص و حَسَد و جُبْن و شهوت را ازخويش بِزُداييد. 6. خدا را بر هدايت و نعمتش سپاس گوييد. 7. دل را بر تلاش در راه خدا، رام كنيد. 8. مهربانى با مؤمنان و بيزارى از معاندان و حق ستيزان را در دل بپرورانيد. 9. عزم خويش را بر اصلاح خود و دنياى پيرامون خود استوار سازيد. 10. با خداى خود بر آبادى دنيا و آخرت، پيمان بنديد. (83/10/29)
حاصل اين خودشناسى و خودسازى، كمك مىكند تا ما مسلمانان به جايگاه شايستهخود در دنياى امروز و فردا پىببريم و بهسوى آن حركت كنيم. (79/8/17) از منظر ايشان، خودسازى، مقدمه و شرط اساسى براى ديگرسازى، جهانسازى، ايجاد تحول و پيمودن راههاى دشوار است. (71/2/16) در بيانات ايشان، دو نوع اصلاح، آمده است. اصلاح خود و اصلاح امت. (91/7/130) اصلاح خويش از مبارزه با هوسهاى شيطانى و كوشش براى پرهيز از گناه آغاز مىشود. اصلاح امت با شناخت دشمن، نقشههاى او، تلاش براى بىاثر كردن ضربهها، خدعهها، دشمنىها و نيز از پيوند دلها، دستها و زبانهاى آحاد مسلمان و ملتهاى اسلامى، سامان مىگيرد. (91/7/30) حج، هجرت از خويش است؛ هجرت از نفسانيت است. (71/2/16) بنابراين بايد خود را علاج كنيم. بايد متحول شويم. بايد به سمت حيات معنوى اولياى خدا حركت كنيم. اين، علاج همه دردها و براى همه است. (71/2/16) خود را دريابيد. چيزى كه ايثار ندارد، اين است. آنجا كه هر كس نخست بايد به فكر خود باشد، اينجاست (71/2/16)