231در اين ديدگاه، ارتباط انسانى سرچشمه فرهنگ و مبناى حركت و پيشرفت انسان است و نبود آن به معناى سكون نسبى در حيات بشر و مانعى در راه هر نوع تعالى اجتماعى است. 1
چه عواملى در شكلگيرى اين ارتباطات مؤثرند؟ چگونه مىتوان ارتباط افراد با يكديگر را بيشتر يا كمتر نمود و بر جهتگيرى اين روابط تأثير گذاشت؟ در اينجا به عوامل مختلفى مىتوان اشاره كرد: سنتها و آداب و رسوم اجتماعى، جبر و نياز اقتصادى، عوامل سياسى و مديريتى و همچنين تمايلات روانشناختى، از جمله مهمترين آنهاست. در اينجا شايسته است كه به مبناى نظرى رهبرى در اينباره اشاره كنيم. ايشان جهانبينى افراد را مهمترين عامل مؤثر در شكلگيرى رفتارهاى فردى و جمعى مىدانند. هركس بر پايه جهانبينى و برداشتى كه از انسان، جهان و طبيعت دارد، رفتار مىكند. دين مبين اسلام نيز جهانبينى كاملى دارد كه به همه وجوه فردى و اجتماعى توجه مىكند.
رهبر معظم انقلاب، بر اين باورند كه در انديشه الهى اسلام، دين، قالب و شكل زندگى بشر است. دين تنها مجموعهاى از عبادتها و عادتها نيست، بلكه يك نظام اجتماعى به بشر مىدهد. البته عبادات نيز سرشار از روح زندگى و در جهت همان نظام اجتماعى است. ايشان به اين مهم اشاره مىكنند كه نظام اجتماعى دينى مبتنى بر جهانبينى الهى است. آزادى، برابرى انسانها، عدالت اجتماعى، خودآگاهى افراد جامعه، مبارزه با زشتىها، ترجيح آرمانهاى انسانى بر آرزوهاى شخصى، ياد خدا، نفى سلطههاى شيطانى، اصول اجتماعى نظام اسلامى، اخلاق و رفتار فردى و تقواى سياسى و شغلى همه از جهانبينى و برداشت كلى از جهان و انسان ناشى مىشوند. 2 بر همين اساس ايشان، مسيحيتِ امروز و ديگر اديان را نظامساز نمىدانند، اما در اسلام اركان