230
مقدمه: مفهومشناسى و تبيين ضرورت تحقيق
امروزه انديشمندان براى حل مشكلات زيادى كه با آن روبهرو هستند، راههاى مختلفى را مىآزمايند و همچنان براى يافتن كليدهاى تازه تلاش مىكنند. نتيجه اين تلاشها تنها حيرت و سرگردانى و گاه نااميدى و درماندگى است. يكى از مهمترين نقاط اميدبخش در دهههاى اخير، گرايش به «سرمايه اجتماعى» است. محققان و متفكران حوزههاى مختلف علوم سياسى، جامعه شناسى، مديريت، اقتصاد و حتى برخى رشتههاى علوم كشاورزى و بهداشتى به اين موضوع پرداختهاند و نقش محورى آن را در اصلاح مشكلات گوناگون و توسعه حيات اجتماعى بررسى كردهاند. آنچه در گذشته براى سرمايه اجتماعى رخ داد، داستانى عجيب، حاكى از تحير و سرگشتگى انسان مدرن است. در ابتداى تشكيل علوم انسانى جديد بيشتر عناصر پسنديده در سرمايه اجتماعى مذموم و مخالف توسعه دانسته مىشدند، اما در سالهاى اخير همان موانع و شاخصهاى توسعهنيافتگى، تبديل به فرشته نجات بشر شدند. بررسى اين موضوع مجال ديگرى مىطلبد. آنچه اهميت دارد اين است كه عناصر محورى سرمايه اجتماعى و شاخصهاى اصلى آن، (مانند: اعتماد اجتماعى، پيوندهاى اجتماعى و...) تعارضى با مبانى اسلام ندارد؛. تعريفهاى متفاوت و گاه متضادى از مفهوم سرمايه اجتماعى بيان شده است. يكى از تعاريف رايجى كه در جامعه علمى بيشتر پذيرفته شد، تبيين سرمايه اجتماعى با ارتباطات اجتماعى، شبكه روابط واعتماد اجتماعى است. بيشتر جامعهشناسان، جامعه را مجموعهاى از عناصر و اجزاء مرتبط با هم مىدانند كه عوامل متعددى در ايجاد آن سهم دارند. «ارتباطات» از جمله عواملى است كه نقشى اساسى و محورى دارد به طورى كه برخى نظريهپردازان علوم اجتماعى، جامعه را مجموعه روابط بين افراد مىدانند. از نظر اين گروه، جامعه، وجود حقيقى و عينى ندارد، بلكه آنچه واقعيت دارد همين روابط اجتماعى است كه، به اجتماع شكل مىدهد، قابل تحليل و بررسى علمى است و مىتوان براى ايجاد تحول در آن برنامهريزى كرد.