80فاطمه(عليها السلام) سكوت در مقابل ستمهاى ناجوانمردانه حكومت وقت را جايز نديد و تصميم گرفت كه از حق خود دفاع كند. ازاينرو، خواست در يك جلسه علنى ميان همه مسلمين، خليفه را در مقابل اين عملها استيضاح نمايد و محاكمه كند و افكار عمومى را حاكم قرار دهد زيرا قضات رسمى از باب المأمور معذور كارشان معلوم بود.
علاوه بر آن، حضرت مىخواست پردههاى عوامفريبانه را عقب بزند وافكار مردم را روشن سازد تا همه از جريان كار آگاه و از تعديات و كارهاى غير قانونى مطلع شوند و بدانند كه همه غير قانونى بوده است.
بنابراين روزى فاطمه(عليها السلام) با چند تن از زنان بنىهاشم به مسجد آمدند. مجلس پر از جمعيت بود. ورود ناگهانى دختر پيغمبر(ص) وضع مجلس را به هم زد؛ زيرا آمدن دختر پيغمبر در آن محفل مخصوصاً در آن روزهاى سوگوارى و گرفتارى و مريضى، بسيار جلب توجه مىكرد.
فاطمه(عليها السلام) با لباسهاى بلندى كه بر زمين كشيده مىشد و راه رفتنى كه راه رفتن پيامبر را در نظرها مجسم مىنمود، وارد مسجد شد. مسلمانها به احترام او در گوشه مسجد پرده زدند. آن حضرت در پشت پرده نشستند. همه فهميدند كه فاطمه(عليها السلام) براى دفاع از حق خود آمده است و املاك و مستغلات و اموال غصب شده را مطالبه مىكند و جلسه محاكمه تشكيل شده است.
البته از نظر اهميت طرفين محاكمه، موضوع بسيار جالب و مهم بود؛ زيرا يك طرف خليفه وقت است و طرف ديگر دختر پيامبراكرم(ص) است. هر دو در رأس اجتماع اسلامى واقع شدهاند. حضار مجلس با چشمهاى خيره شده گاهى به سوى خليفه و گاهى به سوى پردهاى كه در گوشه مسجد آويزان است نگاه مىكنند؛ فاطمه(عليها السلام) پس از ديدن آثار پدر بزرگوار و ياد از عزت و احترام در زمان پدر و مقايسه آن با گرفتارىها و مصائب بعدى با يك ناله جانسوزى كه از