142 يك بحث مهم تاريخى، از جنبه عقيدتى نيز مىتواند راهگشا باشد، چه اينكه:
اولاً: فضيلت بزرگى براى ايشان ثابت مىگردد؛ زيرا عنايت خداوند نسبت به حضرتش با فرمان وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ و نزديك بودن به پيامبر(ص) با عنوان ذوى القربى مورد توجه و عنايت قرار گرفته است.
ثانياً: يك سند زنده تاريخى براى اثبات حقانيت مكتب تشيع بهحساب مىآيد. گرچه برخى از كوته انديشان به بهانه حفظ وحدت ميان مسلمانان با طرح اينگونه مسائل مخالفت مىورزند؛ اما از اين نكته غافلاند كه طرح اين مسائل در چارچوب استدلال، با استفاده از مدارك معتبر اهلسنت و به دور از هرگونه تعبير تند و نابجا، نه تنها خدشهاى به مسئله وحدت وارد نمىسازد و هيچگونه تنشى ميان گروههاى مختلف مسلمان ايجاد نمىكند، بلكه در روشن شدن حقيقت و پاسدارى از مرزهاى عقيده و مكتب نقش مؤثرى ايفا خواهد كرد و روزنه تحقيق بيشتر را به روى محققان و پژوهشگران منصف خواهد گشود.
موقعيت فدك
فدك، يكى از دهكدههاى آباد نزديك خيبر بود. وقتى در سال هفتم هجرى قلعههاى خيبر به دست مسلمانان فتح گرديد و قدرت مركزى يهود در هم شكسته شد، ساكنان فدك از در صلح و تسليم نيمى از سرزمين خود را به پيامبر(ص) واگذار كردند. با توجه به آيه شش سوره حشر «مسئله في» اين سرزمين از آن رسول گرامى(ص) گرديد و آن حضرت مجاز بود كه آنجا را براى خود برداشته يا به يكى از مصارفى كه در آيه هفت سوره حشر آمده برساند.
زمينهاى خيبر كه با جنگ و قدرت نظامى فتح شده بود - كه در اصطلاح فقهى مفتوحۀ عنوۀ ناميده مىشود - مىبايست در ميان مسلمانان تقسيم گردد. ولى