136 [الشديد] در زندان منصور به سن 26 سالگى در سال 145ق. درگذشت 1 و كفالت و سرپرستى او به عهدۀ جدش حسنبن زيد قرار گرفت. به همين جهت حسنبن زيد نسبت به عبدالله اظهار علاقه مىكرد و در تربيت و تعليم او سعى بليغ روا مىداشت.
دربارۀ علت ملقّب شدن عبدالله به قافه دو ديدگاه مطرح است؛ برخى معتقدند كه پدر حضرت عبدالعظيم و سيد حسن متولى در محلّى به نام قافه در اطراف مدينه، امارت داشته، ازاينرو به عبدالله قافه مشهور گشته است. 2 اما اين مطلب در هيچ يك از منابع تاريخى و انساب اشاره نشده و فاقد اعتبار است. 3
ابن عنبه مىنويسد: چون على السديد از دنيا رفت، بسيار جوان بود. او كنيزى به نام هيفا داشت و از او صاحب دخترى به نام فاطمه بود. هنگامى كه على السديد به زندان رفت. هيفا از على حامله بود. چون على از دنيا رفت و آثار حمل در هيفا ظاهر نبود، حسن الامير، پدر على او را فروخت. خريدار چون كنيزك را به خانه برد و از حال او تفحص كرد. معلوم شد وى آبستن است، لاجرم او را براى حسن باز فرستاد و بعد از مدتى پسر آورد كه حسن امير او را «عبدالله» ناميد. حسن امير براى اطمينان خاطر، فرزند هيفا، عبدالله را نزد علماى، قيافه شناس برد و گزارش حال او را به آنان داد. قيافه شناس او را ملحق به على السديد نمود و ازاينرو، او را عبدالله قافه خواندند. 4
علماى انساب در تعداد فرزندان عبدالله قافه اختلاف دارند. ابونصر بخارى و