133 همانگونه يافت و شناخت.
4. آنگاه كه جبرئيل، مناسك حج را به حضرت ابراهيم مىآموخت، او مىگفت: «
عرفت عرفت »؛ «دانستم دانستم».
5. حضرت ابراهيم در خواب ديد كه فرزندش را قربانى مىكند، وقتى كه صبح شد تمام روز را در فكر بود و مىانديشيد كه آيا اين خواب از ناحيه خداست يا نه؟ ازاينرو اين روز را روز «ترويه»، يعنى انديشيدن ناميدهاند. سپس در شب بعد نيز همين خواب را ديد، وقتى كه صبح شد دانست اين خواب، رحمانى و از ناحيه خداست. ازاينرو اين روز را روز «عرفه» نامگذارى كردهاند.
6. توقّف در اين صحراى پر از جمعيت با خاطرههايى از آدم، ابراهيم، محمّد و حسين و ديگر اولياى الهى همراه است. دور از همه تشريفات، يادآور صحراى محشر است. هم درس خودشناسى و بازگشت به خويشتن را به آدمى مىآموزد - كه مقدّمه خداشناسى است - و هم در آن شناخت نسبت به يكديگر حاصل مىشود ( لِتَعٰارَفُوا ). روح غرور را در آدمى مىكشد و او را براى سفر آخرت و جهان ابدى آماده مىسازد و اينچنين شناختى، كم معرفتى نيست و اين معرفت، براى هر كس حاصل شود، او به هدف آفرينش راه يافته است. مسلماً سرزمين و زمانى كه چنين خاصيّتى را داشته باشد «عرفات» و «عرفه» است. 1