132«
ابتغاء » به معناى طلب است.
«
إفاضة » در اصل سرازير شدن پس از پُرى است، چنانكه گفته مىشود: «
فاض الماء إذا سال مُنْصَبّاً » و منظور از آن در آيه، عبارت است از كوچ كردن دسته جمعى مردم از عرفات كه گويا سيل جمعيّت از عرفات سرازير مشعر مىشود. 1
«
عرفات » بيابان وسيعى است كه در 25 كيلومترى مكه قرار دارد. اين كلمه اگرچه به شكل صيغه جمع است، ولى در معنا، مفرد است؛ زيرا عَلَمْ براى همين صحرايى است كه در 25 كيلومترى جنوب شرقى، قرار دارد و داراى مساحتى به ابعاد هشت كيلومتر در دوازده كيلومتر است. اما به سبب اينكه همه حاجيان بايد از ظهر روز نهم ذيحجه تا غروب آن، در اين صحراى وسيع توقّف كنند و اين موضع، عرفه همه است، ازاينرو آن را «عرفات» - با صيغه جمع - نامگذارى كردند. 2 اما چرا به آن «عرفه» گفتهاند؟ در پاسخ آن وجوهى را گفتهاند كه از آن جمله است:
1. حضرت آدم(ع) و حوّا، بعد از آنكه مدتى از هم جدا بودند در آنجا به يكديگر رسيده و با هم آشنا شدند.
2. جبرئيل به حضرت آدم گفت كه در اينجا اعتراف به گناهت كن و مناسكت را بشناس و او گفت: ( رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا ...) و ازاينرو آن را عرفه گفتهاند.
3. حضرت ابراهيم(ع) توصيفى كه از آن برايش شده بود، آن را